مدیریت بلاگ:    

| Subcribe via RSS

   
نیمکت > صفحه اصلی

رقص نور اثر محمدحسن داودیان

  دی ۱۶م, ۱۳۸۷    |   نظرات    |   شعر

سقف آه من بلند ، گریه اش چو رنگ شد

روی قلب شیشه ای ، غم تگرگ سنگ شد

روی قله های مرگ ، خانه ی شکارچی ست

روی شانه تان عذاب ، پنجه ی پلنگ شد

 

ادامه مطلب | Read More

برچسب:

نیمکت اثر محمد علی کفاش زاده

  دی ۱۴م, ۱۳۸۷    |   نظرات    |   شعر

الف,ب,پ,کمی پت پت وخاموشی سر ساعت

و بعدازآن,س سرفه,الوگوشی…سرساعت

اگرهرشب دو تاتک زنگ…ولی نه!باز همین آش و

همین کاسه برای گاو نردوشی…سرساعت…

 

 

ادامه مطلب | Read More

برچسب:

کوچه‌های تنگِ خواب اثر مرتضی کفایتی

  دی ۸م, ۱۳۸۷    |   نظرات    |   شعر

خستة شهرم و این شب از کوچه‌های تنگ نگ

رفته و مانده بـرای من سایه‌های ننگ

حنجـره‌ای که نشستـه چشـم‌انتظـارِ لـب

تـا بِکَنَـد دلِ خستـه از مردمی دو رنگ

ادامه مطلب | Read More

برچسب:

دوباره چشم های تو مرا به دام می کُشد… اثر یسنا فاضلی

  دی ۴م, ۱۳۸۷    |   نظرات    |   شعر

دوباره چشم های تو مرا به دام می کُشد

نگاه خوب و خسته ات چه ناتمام می کُشد

دوباره سرمه دان شب شکسته در دو چشم تو

و عیش و نوش روز را به پشت بام می کُشد

ادامه مطلب | Read More

برچسب:

چه رنگی است اثر کژال بهرامی

  دی ۳م, ۱۳۸۷    |   نظرات    |   شعر

نمی پرسی چرافرداچه رنگی است؟است؟

وعشق مادراین دنیاچه رنگی است؟

زمانی بادلم هم صحبتی کن

ببینم قلب عاشق هاچه رنگی است

ادامه مطلب | Read More

برچسب:

آوارسکوت اثر آزاده ندایی

  آذر ۲۹م, ۱۳۸۷    |   نظرات    |   شعر

مثل یک حادثه بارانی
زیر پر چین خیال
رد اشک
جا مانده بود

مثل اشک مهتاب
که چکیده ست
به رویای حبابی
در آب

ادامه مطلب | Read More

برچسب:

چشمه عشق اثر بهروز قاسمی - رها

  آذر ۲۶م, ۱۳۸۷    |   نظرات    |   شعر

عید غدیر خم مبارک

غدیر آمد گل شـادی شکوفا شـد

غدیر آمد سـرای دل مصفا شـد

میان آسمان شیعه چون خورشید

گل روی علی آخـر هـویـدا شــد

ادامه مطلب | Read More

برچسب:

اثری از علی ساروی

  آذر ۲۳م, ۱۳۸۷    |   نظرات    |   شعر

نشسته ام به سایه ی عمری دراز

روزهایی که در ان دفن خواهم شد

و عصایی که

برشانه های باد

تکیه کرده است

برچسب:

رباعی اثر سجاد شاهد

  آذر ۲۱م, ۱۳۸۷    |   نظرات    |   شعر

از دست تو یک درد شدم بی درمان

بی پرده بگو فرشته ای یا انسان

ازوسوسه شبانه ات فهمیدم

انسان و فرشته نیستی ای شیطان

ادامه مطلب | Read More

برچسب:

پائیز ……و رنگ اثر ویدا معظمی

  آذر ۶م, ۱۳۸۷    |   نظرات    |   شعر

در ازدحام برگهای پائیزی ۰;

خودم را گم می کنم

چه هم همه ای رنگ به رنگ

مثل بازار بزازها پر از خش ،خش تافته های طلایی

ادامه مطلب | Read More

برچسب: